
کودک یک پا
زندگی در آبگینه چشم کودک یک پا
خارپشته ایست بی دستگیرو بی حفاظ
مادر اگر هواپیما بیاید من جنگ را می کشم تا جنگ ها دیگر نیایند...................... مادر لبخند می زند
پای مرا جنگ کجا برده است مادر؟ . ........ مادر آه می کشد
مادر وقتی که بزرگ شدم میتوانم مثل پدر بیل بزنم؟
تاول درشت دیرینه آرام در گلوی مادر باز می شود
و خورشید دست.........بر چشم.......می گذارد
صمد طاهری
زندگی در آبگینه چشم کودک یک پا
خارپشته ایست بی دستگیرو بی حفاظ
مادر اگر هواپیما بیاید من جنگ را می کشم تا جنگ ها دیگر نیایند...................... مادر لبخند می زند
پای مرا جنگ کجا برده است مادر؟ . ........ مادر آه می کشد
مادر وقتی که بزرگ شدم میتوانم مثل پدر بیل بزنم؟
تاول درشت دیرینه آرام در گلوی مادر باز می شود
و خورشید دست.........بر چشم.......می گذارد
صمد طاهری