Saturday, July 14, 2007


تبریک به آقای هاشمی شاهرودی در اجرای عادلانه احکام اسلامی
سخنگوي قوه قضائيه روز گذشته در نشست هفتگي خود با خبرنگاران اجراي حکم سنگسار «جعفر » متهم پرونده زناي محصنه در تاکستان قزوين را تاييد کرد. ساعت 11 صبح روز پنجشنبه 15 تيرماه اين مرد که هشت سال همراه همسرش مکرمه در زندان چوبيندر قزوين زنداني بود به حکم قاضي «اصحابي» در روستاي «آقچه کند» تاکستان سنگسار شد.حکم سنگسار اين دو نفر قرار بود روز 30 خرداد ماه اجرا شود که با بخشنامه رئيس قوه قضائيه اجراي آن متوقف شد. اما اين تعليق تنها دو هفته دوام آورد و سرانجام روز 15 تيرماه متهم مرد پرونده سنگسار شد. حکم سنگسار او که قبلاً قرار بود در ملاء عام اجرا شود به گفته جمشيدي با حضور حداقل سه چهار نفر از مردم به اجرا درآمد. يک منبع آگاه هم که نخواست نامش فاش شود درباره اجراي اين حکم به شرق گفت؛ «چون دو طايفه طاهرخاني و رحماني در تاکستان زندگي مي کنند که خيلي هم متعصب هستند قاضي صلاح ندانست حکم در اين شهر اجرا شود و متهم را به روستاي آقچه کند بردند. آنجا هم مردم حاضر نشدند سنگ پرتاب کنند و خود آقاي اصحابي همراه دو سه تا مامور نيروي انتظامي حکم را اجرا کردند.» به گفته اين منبع آگاه، اکنون دفتر اين قاضي بسته شده است و از روز اجراي حکم تاکنون در شهر ديده نشده است. رئيس دادگستري قزوين هم به رسانه ها توضيح داده است که اجراي حکم بدون اطلاع وي صورت گرفته قاضي اجراي احکام تاکستان خودسرانه حکم سنگسار را اجرا کرده است.


آقای هاشمی آیا زمان آن نرسیده است که این اعمال وحشیانه ضد انسانی متوقف شود؟
وقتی هم وطن و هم کیش خود را می شود بدین گونه وحشیانه و حیوانی به قتل رساند پس حتما می توان اجنبی کافر را هم با بمب اتم سرنگون کرد

سنگسار یکی نوع مجازات مرگ است که علیه‌ شهروندان جامعه‌ که‌ طی آن محكوم با پرتاب سنگ (که‌ به‌ صورت گروهی انجام می‌شود) هدف قرار می‌گیرد. این نوع اعدام ابتدا در یونان و رم باستان شروع شد،‌ و بعد در ادیان یهودیت و اسلام وارد گشته است.
سنگسار امروزه‌ در برخی از کشورهای مسلمان که‌ حکومت آنان اسلامی است و یا احکام بر اساس اسلام است، به‌ اجرا گذاشته‌ می‌شود از این میان می‌توان به‌ کشورهای ایران، افغانستان، نیجریه‌، سودان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی اشاره‌ نمود. در این کشورها کسی که‌ به‌ سنگسار محکوم می‌شود باید در پارچه‌ای سفید پوشانیده‌ شده‌ اگر مرد است تا لگن خاصره‌ و اگر زن است تا کمر او را در خاک دفن می‌کنند و سپس با سنگ‌هایی که‌ یکباره‌ محکوم را نمی‌کشد بلکه‌ به‌ تدریج و با تحمل درد موجب مرگ وی می‌شود به‌ سنگپرانی به‌ سوی شخص قربانی می‌پردازند.
مجازات سنگسار کماکان در قانون مجازات اسلامی ایران در نظر گرفته شده‌است. در سال‌های اخیر چندین مورد سنگسار گزارش شدند که باعث فشار به ایران برای توقف اجرای سنگسار شد. محمود هاشمی شاهرودی رییس قوه ‌قضاییه در ۲۰۰۳ گفته است: «اجرای حکم سنگسار در اختیار حاکم شرع است و در حال حاضر جمهوری اسلامی به دنبال تعیین مجازات جایگزین برای این نوع از جرایم است.» در عین حال غلام‌رضا رضوانی از فقهای شورای نگهبان در دسامبر ۲۰۰۲ میلادی عنوان کرده که «به جای مجازات رجم نمی‌توان مجازات دیگری را تعیین کرد، زیرا احکام اسلام تابع پسند و ناپسند جامعه نیست و ممکن است همین احکام در روزهای اول اسلام نیز برای مردم ناپسند بوده باشد.» عفو بین‌الملل دو مورد سنگسار در ایران در ۲۰۰۶ را گزارش کرده‌است. همچنین در ژوئیه ۲۰۰۷ گزارش شد که جعفر کیانی در استان قزوین سنگسار شده‌است.

فهرست محکومین به سنگسار
سنگسار شده‌ها
جعفر کیانی، پس از ۸ سال تحمل زندان در ساعت ۱۱ صبح پنج‌شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۶ در روستای آقچه کند، تاکستان در ایران سنگسار شد.

در انتظار سنگ‌‌سار
مکرمه ابراهیمی، به همره جعفر کیانی به سنگسار محکوم شدند که مکرمه در انتظار سنگ‌سار به‌سر می‌برد.

رها شده از سنگ‌سار
آمنه‌ لاوال، در مارس ۲۰۰۲ در نیجریه محکوم به سنگسار شد و در سپتامبر ۲۰۰۳ حکم لغو شد.
*( دانشنامه ویکی پدیا )

Thursday, July 12, 2007


این عکس بعد از 27 سال برنده جایزه پولیتزر شده است
راز تاریخی یک عکس تکان‌دهنده
1385-10-07 نویسنده جاشوآ پریگر (وال استریت جورنال) - شهرزاد نیوز

شهرزاد نیوز: 26سال پیش، عکسی از یک صحنه اعدام در [کردستان] ایران برنده جایزه پولیتز شد. اما مردی که عکس را گرفته بود ناشناس باقی ماند، تا به امروز.

27 اوت 1979، دو صف موازی متشکل از 11 مرد در یک زمین خاکی در سنندج ایران تشکیل شد. یک گروه چشم بسته بودند، گروه دیگر تفنگ به دست. به فارسی دستور آتش داده شد: "آتش!".

پشت اولین سرباز از سمت راست، دوازدهمین مرد نیز دکمه دوربین نیکون و فیلم کداکش را فشار داد و این صحنه اعدام دسته‌جمعی را به صورت سیاه و سفید ثبت کرد.

چند ساعت بعد، این عکس در قطع 6 ستون روزنامه اطلاعات، قدیمی‌ترین روزنامه ایران، چاپ شد. چند روز بعد، این عکس، در صفحه اول روزنامه‌های سراسر دنیا ظاهر گشت. چند هفته بعد، دولت جدید ایران روزنامه متخلف را مصادره کرد. چند ماه بعد، این عکس برنده جایزه پولیتزر شد. این عکس، به نماد ترور دولتی مبدل شد و تا کنون [بارها] همراه با نوشته های انتقادی متعدد در مخالفت با رژیم فعلی ایران، منتشر شده است. ......

....در 16 اوت، آقای خمینی از نیروهای نظامی ایران را برای سرکوب کردهای ناراضی که برای استقلال می جنگیدند، اعزام کرد. هزاران سرباز عازم کردستان شدند. آقای رزمی و خلیل بهرامی، خبرنگار اطلاعات، نیز به دنبال آنان رفتند.
ده روز بعد، به آقای بهرامی خبر داده شده بود که یک قاضی - که از دوستانش بود-، خیال دارد کردها را در سالن انتظار فرودگاه سنندج- مرکز کردستان- محاکمه کند.
در فرودگاه، وقتی که 10 مرد دستنبد به دست روی نیمکت چوبی در برابر صادق خلخالی نشستند، آقای رزمی آماده، بیرون دادگاه صحرایی ایستاده بود. نفر یازدهم مجروح بود و کنار در روی برانکاردی قرار داشت.

آقای بهرامی در یادآوری خاطراتش می‌گوید، قاضی عمامه‌اش را برداشت. کفش‌اش را درآورد. پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید.» قاضی اتهامات انتسابی متهمان را [چنین] برشمرد: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل.
بهرامی می‌گوید: «هیچ مدرکی ارائه نشد. همه‌اش حدس و گمان بود.» پس از نزدیک به 30 دقیقه، خلخالی یازده مرد را "مفسد فی‌الارض" اعلام کرد. چند نفری گریستند.

بهرامی همکارش، رزمی را فراخواند. "این شانس رزمی بود که آن روز با من آن جا بود."
هر دو می‌گویند، این جمع از کنار 30 کارگر فرودگاه گذشت. جلوی همه رزمی می‌رفت. هر دو می‌گویند، در عقب، علی کریمی بود، یکی از محافظان شخصی قاضی، با کفش‌های سفید، شلوار سفید، پیراهن سفید، عینک آفتابی و جلد تپانچه کمری. پس از تقریباً 100 متر، یک مأمور، محکومان به مرگ را روی یک زمین خاکی از حرکت بازداشت. همه اعدام‌کنندگان به جز یک نفر دور سرشان چفیه بستند. چهره‌های شیعیان و چشمان کردها اکنون پنهان شده بود.

به گفته دو خبرنگار، آقای کریمی از زندانیان خواست آخرین وصیت خود را بکنند. مردها چیزی نگفتند، همه ساکت بودند به جز یک نفر . [آن] عیسی پیروالی [بود] که به گفته بهرامی، برای نجات خود گریه می‌کرد. او ساندویچ‌فروشی بود که عضو هیچ حزب سیاسی نبود فقط یک تفنگ داشت و متهم به قتل شده بود. رزمی می‌گوید: «او ترسیده بود. نمی‌توانست بایستد.» سربازان از یکی از زندانیان خواستند تا او را نگاه دارد.
اولین نفر سمت راست، ناصر سلیمی کارمند اداره بهداشت سنندج، دست راستش را روی سینه‌اش گذاشت. دستش باندپیچی شده بود. به گزارش‌های روزنامه‌های آن زمان، در یک جنگ خیابانی مجروح شده بود. در برابر او تنها سرباز بدون چفیه، مسلسل‌اش را بالا برد.

سربازان به کریمی چشم دوختند. محافظ شخصی قاضی اسلحه‌اش را از جلدش بیرون آورد. عکاس می‌گوید، همه نمرده بودند. محافظ روی احسن ناهید، زندانی خوابیده روی برانکارد، خم شد و یک گلوله به سرش شلیک کرد. رزمی دوربینش را قاپید. کریمی به سوی بعدی رفت و به سویش شلیک کرد. دو خبرنگار می‌گویند، او همین طور پیش می‌رفت – یک گلوله برای هر نفر (تلاش برای یافتن کریمی ناموفق بوده است
متن کامل و اصلی را در این سایت بخوانید